خرید کتاب A Report on the Banality of Integrity

[ad_1]

در طول جنگ جهانی دوم در بلغارستان که با آلمان نازی متحد بود ، دو بار اتفاق افتاد که تقریباً 50،000 یهودی با تابعیت بلغارستان در آخرین لحظه به شیوه ای تقریباً معجزه آسا از اخراج جلوگیری کردند. کلیسای ارتدکس بلغارستان مهمترین نقش را در نجات یهودیان ایفا کرد. در 24 دسامبر 1940 ، پارلمان بلغارستان قانون حمایت از ملت را تصویب کرد که بر اساس نژاد نورنبرگ تبعیض علیه ساکنان یهودی را به وجود آورد و آنها را از حقوق مهم محروم کرد. در بحث های مربوط به این قانون ، اولین کسی که با سیاست رسمی یهودیان بلغارستان مخالفت کرد ، کلیسای کلیسای ارتدکس بلغارستان بود که قطعنامه ای محکوم کننده صادر کرد. تاریخ هدف برای اولین حمل و نقل بلغارستان 10-11 مارس 1943 تعیین شد. به موازات آن ، اخراج یهودیان به مقدونیه و تراکیه آغاز شد. وقتی این امر در بلغارستان مشهود شد ، جامعه یهودی بلغارستان و بخشی از مردم بلغارستان که با اخراج از کشور مخالف بودند زنگ خطر را به صدا درآوردند. در 9 مارس ، تزار بوریس سوم اخراج ها را به تعویق انداخت. اما تهدید از بین نرفته بود. همه آنها حکم ارجاع را دریافت نکردند. در Plovdiv چند صد یهودی صبح 10 مارس برای اخراج از کشور جمع شده بودند. کلان شهر پلوودیو (اسقف) کریل بلافاصله با تزار خواستار رحمت شد. سپس به محل اجتماع رفت ، به یهودیانی که در آنجا بودند پیوست و اعلام كرد كه با آنها خواهد رفت. مقامات کلیسای ارتدکس اسلیون ، شومن ، پازاردجیک ، هاسکوو و ساموکوف نیز تقریباً به همان شیوه اعتراض کردند. سرانجام ، دستور تاخیر تا ظهر به گوش همه رسید. جامعه بلغارستان با زنده ماندن از 500 سال حاکمیت عثمانی و همچنان قادر به ایجاد یک کشور ، ارزش خود را ثابت کرد. اما ، علی رغم فراز و نشیب های تاریخ خود ، نمی توان گفت که این سنت های ریشه دار طبقه متوسط ​​را در خود جای داده است یا نظمی ارزشمند و دموکراتیک طولانی مدت را نسبت به اروپای غربی یا مرکزی ساخته است. با این حال ، این شرکت در دوران هولوکاست توانست جمع شود و نتیجه ای بی نظیر بدست آورد. مطالعه کنسف بر روی س questionsالات پشت این نتیجه منحصر به فرد متمرکز است و به دنبال کشف آنها و دریافت پاسخ است. علاوه بر این ، او از قومیت بلغاری خود بسیار آگاه است ، اما تمام زندگی خود را در مجارستان زندگی کرده است. بنابراین ، او بلغارستان و مردم آن را به خوبی می شناسد ، اما توانایی عقب نشینی و دیدن آنها را از خارج دارد. علاوه بر این ، او فاجعه هولوکاست مجارستان را کاملا می داند ، بنابراین می داند که کجا باید توجه خود را متمرکز کند. به همین دلیل است که من معتقدم این مطالعه معتبر است و یک شکاف تاریخی را پر می کند. آندرس کلاین ، سفیر مجارستان در صوفیه

[ad_2]

کتاب A Report on the Banality of Integrity