خرید کتاب Das Berghotel 210 – Heimatroman : Lass Blumen sprechen

[ad_1]

بگذارید گلها در مورد یک روزنکاوالایر در هتل کوهستانی یک رمان داخلی صحبت کنند نمایشگاه سالانه انجمن صنفی گل فروشی تایرولی در Edelweißsaal هتل کوهستانی برگزار می شود. قلب هدی کاستلر به عنوان یک عاشق گل بالا می رود و او فوق العاده افتخار می کند که هتل محبوبش امسال محل برگزاری آن است. وقتی او صبح زود وارد دفتر شد ، مات و مبهوت مانده بود. روی میز او یک گل رز جادویی قرار دارد. لبخندی روی صورت هدی پخش می شود. حتی بعد از این همه سال ازدواج ، اندرل او هنوز هم او را خراب می کند. با خواندن یادداشت پیوست شده ، لبخند محو می شود و جای خود را به عباراتی به طور فزاینده گیج کننده می دهد: از یک ستایشگر ناشناخته. وقتی اندکی پس از آن ، آندی از احوالپرسی شوم این گل باخبر شد ، حسادت او ناگهان برانگیخته شد. هدی احساس تملق می کند ، اما به طور تشنجی متعجب می شود که غریبه مرموز چه کسی ممکن است باشد. اما آندی قبلاً نقشه ای را تنظیم کرده است: او در کمین خواهد ماند و روزنکاوالیر را دستگیر خواهد کرد!

[ad_2]

کتاب Das Berghotel 210 – Heimatroman : Lass Blumen sprechen