خرید کتاب The Crime of the French Café

[ad_1]

متن: “یک رستوران معروف فرانسوی در منطقه” Tenderloin “وجود دارد که به مشتریان خود اتاقهای غذاخوری خصوصی کوچک اما با ظرافت مبله ارائه می دهد. رستوران یک خانه گوشه ای را اشغال می کند ؛ و اگرچه شهرت آن از برخی جهات کاملا درجه یک نیست آشپز یک هنرمند است و انبارش به بهترین وجهی است. دو ورودی دارد و یکی در خیابان کناری شب روشن خوبی ندارد. یک عصر ، ساعت هفت و نیم ، نیک کارتر از این درب کناری پنجاه متر فاصله داشت کارآگاه مردی را به خانه ای در خیابان فرعی تعقیب کرده بود و منتظر بود او بیرون بیاید. این پرونده یک سرقت بود که اهمیت چندانی نداشت ، اما نیک آن را برای جلب رضایت یکی از دوستان شخصی خود که خواستار این رابطه بود ، گرفته بود. در سکوت به کار گرفته می شد. این داستان قابل توجه نبود ، اگر این مسئله نبود که نیک را به یکی از عجیب ترین و جالب ترین معماهای جنایی که در تمام تجربه های مختلف خود دیده است ، منتهی می کند. ick منتظر مرد خود بود ، درشكه ای بسته را دید كه جلوی درب كناری رستوران ایستاده است. تقریباً بلافاصله یک پیشخدمت ، سر برهنه و پیش بند سفید ، با عجله از درب کناری خارج شد و سوار کالسکه شد که بلافاصله با سرعت بالایی از آنجا دور شد. این اتفاق نیک را بسیار عجیب دید. پیشخدمت مانند یک مرد فراری رفتار کرده بود. هنگام عبور از پیاده رو با عجله از این طرف به آن طرف نگاه کرد ، گویی از دیده شدن می ترسید و شاید متوقف شد. به نظر می رسید که پیشخدمت یکی از مراجعه کنندگان رستوران یا شاید صاحب آن را سرقت کرده است. اگر نیک کاری روی دستش نبود ، آن کالسکه را دنبال می کرد. هرچند که اتفاق افتاد ، مردی که کارآگاه به دنبالش بود در آن زمان ظاهر شد. نیک موظف بود او را تعقیب کند ، اما او می دانست که نباید خیلی دور می شد ، زیرا چیک در خیابان ششم منتظر بود و در همین راستا بود که دزد برگشت. بنابراین اتفاق افتاد که در عرض ده دقیقه نیک توانست پرونده را به دستیار معروف خود بسپارد و به کشف رمز و راز حادثه عجیبی که به طور تصادفی متوجه شده بود ، بازگردد. ‘

[ad_2]

کتاب The Crime of the French Café